معنی و تعریف
[ اَ / -َسْ ] (پسوند) اسف. اسپا. مزید مؤخری است در اسماء اشخاص چون: گشتاسب. جاماسپ. لهراسپ. ارجسپ و ارجاسپ و گرشاسپ. گرشاسف (فردوسی). بیوراسپ. طهماسپ. گشسپ. بانوگشسپ. آذرگشسپ. همدان گشسپ (فردوسی). برجاسپ. اخواسپ (فردوسی). زراسپ (فردوسی). شیداسپ (فردوسی). نونداسپ (فردوسی). نرداگشسپ. جمشاسپ. (برهان). || مزید مؤخر در امکنه: کرسف (قریه ای به زنجان). پراسپ (پرسب). فراسپ (فرسپ). ولسپ. هزاراسپ. صراة جاماسپ. و رجوع به کلمهٔ آک در این لغت نامه و اعلام امکنهٔ مختوم به اسپ و اسپا شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اسپ
شماره: 29206
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ / -َسْ ] (پسوند) اسف. اسپا. مزید مؤخری است در اسماء اشخاص چون: گشتاسب. جاماسپ. لهراسپ. ارجسپ و ارجاسپ و گرشاسپ. گرشاسف (فردوسی). بیوراسپ. طهماسپ. گشسپ. بانوگشسپ. آذرگشسپ. همدان گشسپ (فردوسی). برجاسپ. اخواسپ (فردوسی). زراسپ (فردوسی). شیداسپ (فردوسی). نونداسپ (فردوسی). نرداگشسپ. جمشاسپ. (برهان). || مزید مؤخر در امکنه: کرسف (قریه ای به زنجان). پراسپ (پرسب). فراسپ (فرسپ). ولسپ. هزاراسپ. صراة جاماسپ. و رجوع به کلمهٔ آک در این لغت نامه و اعلام امکنهٔ مختوم به اسپ و اسپا شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29206
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی