معنی و تعریف
[ اَ ] (اِ مرکب) میدان. (صحاح الفرس). اسب ریس. اسپ ریس : ببر کرده هر یک سلیح ستیز نهادند رو جانب اسب ریز.فردوسی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اسب ریز
شماره: 29139
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (اِ مرکب) میدان. (صحاح الفرس). اسب ریس. اسپ ریس : ببر کرده هر یک سلیح ستیز نهادند رو جانب اسب ریز.فردوسی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29139
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی