معنی و تعریف
[ اِ ] (اِ) سپاه. لشکر. (سروری). لشکر انبوه و سپاه. (برهان): جوق جوق اسباه تصویرات ما سوی چشمهٔ دل شتابان از ظما. مولوی.
اگر دلیل وجود این صورت این بیت است، کافی نیست، چه اسپاه نیز میتوان خواند با باء فارسی. || سگ. (برهان) (سروری). کلب. (برهان). اسبه (مخفف آن است). رجوع به اسباهان شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اسباه
شماره: 29106
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (اِ) سپاه. لشکر. (سروری). لشکر انبوه و سپاه. (برهان): جوق جوق اسباه تصویرات ما سوی چشمهٔ دل شتابان از ظما. مولوی.
اگر دلیل وجود این صورت این بیت است، کافی نیست، چه اسپاه نیز میتوان خواند با باء فارسی. || سگ. (برهان) (سروری). کلب. (برهان). اسبه (مخفف آن است). رجوع به اسباهان شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29106
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی