معنی و تعریف
[ هُ مَ ] (ص مرکب) شاید مخفف آهومند. مقصر. گناهکار. عاصی. جانی : چو جستی کسی با کسی گفتگوی بچیزی که سوگند بودی در اوی ز پولاد سندانی اندر شتاب ببردی چو تفسیده اخگر ز تاب یکی برگ تر زآن درخت به بر نهادی اَبَر دست و سندان زبر کَفَش سوختی گر بدی آهمند و گر راست بودی نکردی گزند.اسدی.
و در فرهنگ اسدی به معنی دروغگو بفریب آمده، و از صاحب فرهنگ منظومه نیز بعض دیگر فرهنگها بیت ذیل را نقل کرده اند: آدرخش صاعقه، بدی آسیب آهمند آن دروغگو بفریب.
و اینکه بسکون هاء ضبط کرده اند ظاهراً صواب نیست. و رجوع به آهومند شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آهمند
شماره: 2915
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ هُ مَ ] (ص مرکب) شاید مخفف آهومند. مقصر. گناهکار. عاصی. جانی : چو جستی کسی با کسی گفتگوی بچیزی که سوگند بودی در اوی ز پولاد سندانی اندر شتاب ببردی چو تفسیده اخگر ز تاب یکی برگ تر زآن درخت به بر نهادی اَبَر دست و سندان زبر کَفَش سوختی گر بدی آهمند و گر راست بودی نکردی گزند.اسدی.
و در فرهنگ اسدی به معنی دروغگو بفریب آمده، و از صاحب فرهنگ منظومه نیز بعض دیگر فرهنگها بیت ذیل را نقل کرده اند: آدرخش صاعقه، بدی آسیب آهمند آن دروغگو بفریب.
و اینکه بسکون هاء ضبط کرده اند ظاهراً صواب نیست. و رجوع به آهومند شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2915
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی