معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) تمام گردانیدن نعمت را
بر کسی. (منتهی الارب). توسعه: یقابل مولم
الرزیة بما اسبغ اللََّه تعالی علیه من الصبر.
|| تمام کردن. (تاج المصادر بیهقی)
(غیاث). کامل کردن. (کنزاللغات) (غیاث).
|| رسانیدن آب وضو را به مواضع آن. تمام
آوردن وضو را: اسبغ الوضوء؛ اذا بلغه مواضعه
و فی کل عضو حقه. (منتهی الارب). || زره
فراخ پوشیدن. (آنندراج).