معنی و تعریف
[ اَ ] (اِخ) یا اسپار یا اسفاربن شیرویةالدیلم. مؤلف مجمل التواریخ و القصص گوید: آغاز دولت آل بویه و اخبار ایشان، آگاه باش که چون اسباربن سیرویة الدیلم، بر شهر ری و نواحی آن مستولی شد مرداویج بن زیار الجیلی با وی بود از فرزندان پادشاه گیلان، و نسبت ایشان به آغُش وهادان کشد که بعهد شاه کیخسرو ملک گیلان بوده ست، و بعد از اتّفاق و حوادث بسیار اسپار شیرو با مرداویج یکی شد [ و ] وزیرش همچنین، سبب آنرا که اسبار هزار هزار دینار زر نقد فرموده بود که بقلعهٔ الموت برند که آن وقت خزانه آنجا بود، پس وزیر بسنگ درم وزن کرد [ و ] کمابیش سیصدهزار دینار از آن میان ببرد، و اسبار را این خیانت از او معلوم شد، پس وزیر مرداویج را در پادشاهی طمع افکند تا اسپار کشته شد بر دست مرداویج، و پادشاهی او را صافی شد. (مجمل التواریخ و القصص ص ۳۸۸ و ۳۸۹). و رجوع به اسفار شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اسبار
شماره: 29076
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (اِخ) یا اسپار یا اسفاربن شیرویةالدیلم. مؤلف مجمل التواریخ و القصص گوید: آغاز دولت آل بویه و اخبار ایشان، آگاه باش که چون اسباربن سیرویة الدیلم، بر شهر ری و نواحی آن مستولی شد مرداویج بن زیار الجیلی با وی بود از فرزندان پادشاه گیلان، و نسبت ایشان به آغُش وهادان کشد که بعهد شاه کیخسرو ملک گیلان بوده ست، و بعد از اتّفاق و حوادث بسیار اسپار شیرو با مرداویج یکی شد [ و ] وزیرش همچنین، سبب آنرا که اسبار هزار هزار دینار زر نقد فرموده بود که بقلعهٔ الموت برند که آن وقت خزانه آنجا بود، پس وزیر بسنگ درم وزن کرد [ و ] کمابیش سیصدهزار دینار از آن میان ببرد، و اسبار را این خیانت از او معلوم شد، پس وزیر مرداویج را در پادشاهی طمع افکند تا اسپار کشته شد بر دست مرداویج، و پادشاهی او را صافی شد. (مجمل التواریخ و القصص ص ۳۸۸ و ۳۸۹). و رجوع به اسفار شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29076
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی