معنی و تعریف
[ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) برآوردن آه از سینه بر اثر غمی و اندوهی یا دریغ و حسرتی یا غبطه ای و مانند آن : از این کار دل تنگ شد شاه را همی هر زمان برکشید آه را.فردوسی.
- آه کشیدن برای چیزی؛ سخت آرزومند آن بودن. آهه. اهّه. تأوّه.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آه کشیدن
شماره: 2906
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) برآوردن آه از سینه بر اثر غمی و اندوهی یا دریغ و حسرتی یا غبطه ای و مانند آن : از این کار دل تنگ شد شاه را همی هر زمان برکشید آه را.فردوسی.
- آه کشیدن برای چیزی؛ سخت آرزومند آن بودن. آهه. اهّه. تأوّه.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2906
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی