معنی و تعریف
[ اِ غَ ] (ع مص) بگواریدن. گوارانیدن
شراب را. (منتهی الارب). به حلق فروبردن
شراب بطور سهل و لینت. به گلو فروبردن.
(تاج المصادر بیهقی). رفتن آب و طعام به گلو.
|| مهلت دادن: اَسِغْ لی غصتی؛ ای امهلنی.
(منتهی الارب). || تمام و کامل شدن چیزی
به چیزی: اساغ فلان بفلان؛ تمام شد کار او
بدان و ذلک انه یرید عدّة رجال او دراهم
فیبقی واحد به یتمّ الامر فاذا اصابه قیل اساغ
به و فی الکثیر اساغوا بهم. (منتهی الارب).