معنی و تعریف
[ اِ عَ ] (ع مص) اِسْواع. مهمل گذاشتن
ستور را. (منتهی الارب). ضایع کردن ستور
را. (از منتهی الارب). فروگذاشتن چهارپای.
(تاج المصادر بیهقی). بی تیمار گذاشتن،
چنانکه اشتران خود را بر سر خود گذاشتن و
رها کردن. || ساعتی در ساعت دیگر
آمدن، یا یک ساعت پس ماندن: اَسْوَعَ و
اَساعَ؛ انتقال یافت از ساعتی بساعتی یا
ساعتی تأخیر کرد. (از منتهی الارب).
|| مذی انداختن مرد بعد انتشار. (منتهی
الارب): اسوع الرجل؛ ای انعظ ثم امذی.
|| گذاشتن خر نرهٔ خود را. (منتهی الارب):
اسوع الحمار؛ ای ارسل قضیبه.