معنی و تعریف
[ اَ ] (ع اِ) جِ اِسطار و اسطارة و
اسطیر و اسطیرة و اسطور و اسطورة. سیوطی
در المزهر گوید: اساطیر، جمعی باشد
بی واحد. ابوعبیده گوید واحد آن اسطارة است
و بعضی دیگر بر آنند که جمع سطر اسطار
باشد و جمع اسطار اساطیر. سخنهای پریشان.
بیهوده ها. افسانه ها. (از منتهی الارب).
|| افسانه های باطل. (غیاث اللغات).
اباطیل و اکاذیب. احادیث بی سامان.
قصه های دروغ :
که اساطیر است و افسانه نژند
نیست تعمیقی و تحقیقی بلند.مولوی.
|| ججِ سطر.