معنی و تعریف
[ اِ سَ ] (ع مص) سوس یعنی پت و
شپشه افتادن. کرمک درافتادن در چیزی.
(منتهی الارب). شپشه درافتادن. (تاج
المصادر بیهقی) (زوزنی). شپشه درافتادن
گندم و برنج را. کرم درافتادن پشم را.
|| بسیارکنه شدن گوسپند. (منتهی الارب).
شپشه شدن گوسفند. (تاج المصادر بیهقی).