[ هِ تَ / تِ ] (ص مرکب) بطی ء.
کند. دیرجُنْب. کر:
مگر میرفت استاد مهینه
خری میبرد بارش آبگینه
یکی گفتش که بس آهسته کاری
بدین آهستگی بر خر چه داری
چه دارم، گفت دل پرپیچ دارم
اگر این خر بیفتد هیچ دارم.عطار. || متأنی. درنگی. نرم.
لینک ها و اشتراک گذاری
آهسته کار
شماره: 2899
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ هِ تَ / تِ ] (ص مرکب) بطی ء.
کند. دیرجُنْب. کر:
مگر میرفت استاد مهینه
خری میبرد بارش آبگینه
یکی گفتش که بس آهسته کاری
بدین آهستگی بر خر چه داری
چه دارم، گفت دل پرپیچ دارم
اگر این خر بیفتد هیچ دارم.عطار. || متأنی. درنگی. نرم.