معنی و تعریف
[ اِ ءَ ] (ع مص) اِسائه. اِسائت. بدی
کردن با. (منتهی الارب) (صراح). بدی، مقابل
احسان و نیکی: اساءة اَدَب :
چه اسائت ز من آمد که بدین تشنه دلی
بسوی مشرب احسان شدنم نگذارند.
خاقانی.
|| گمان بد بردن به کسی. (تاج المصادر
بیهقی): اساءة ظن. || تباه کردن چیزیرا.
(منتهی الارب).