معنی و تعریف
[ اَس س ] (ع مص) زجر کردن گوسپندان بگفتن اَس اَس. گوسپند راندن بگفتن اَس اَس. زجر. (تاج المصادر بیهقی): اس الشاة؛ زجر کرد گوسفند را بلفظ اَس اَس. (منتهی الارب). || بنیاد نهادن. پی افکندن خانه را: اس الدار؛ بنیاد نهاد خانه را. || بخشم آوردن: اس فلاناً. || پلیدی افکندن مگس عسل: است النحل؛ پلیدی انداخت زنبور شهد. || تباه کردن. || (اِ) بنیاد. شالده. پی. بن دیوار. اصل. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اس
شماره: 28913
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَس س ] (ع مص) زجر کردن گوسپندان بگفتن اَس اَس. گوسپند راندن بگفتن اَس اَس. زجر. (تاج المصادر بیهقی): اس الشاة؛ زجر کرد گوسفند را بلفظ اَس اَس. (منتهی الارب). || بنیاد نهادن. پی افکندن خانه را: اس الدار؛ بنیاد نهاد خانه را. || بخشم آوردن: اس فلاناً. || پلیدی افکندن مگس عسل: است النحل؛ پلیدی انداخت زنبور شهد. || تباه کردن. || (اِ) بنیاد. شالده. پی. بن دیوار. اصل. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28913
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی