معنی و تعریف
[ اَ ] (اِ) شاخه هائی را گویند که از درخت بریده باشند و بعربی جلمه خوانند. (برهان قاطع). آژغ. (فرهنگ ناصری). ازغ. ازگ. ستاک. و رجوع به ازگ شود. || شوخ. چرک : سوی آسمان کردش آن مرد روی بگفت ای خدا این تن من بشوی از این اژغها پاک کن مر مرا همه آفرین زآفرینش ترا.ابوشکور بلخی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اژغ
شماره: 28862
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (اِ) شاخه هائی را گویند که از درخت بریده باشند و بعربی جلمه خوانند. (برهان قاطع). آژغ. (فرهنگ ناصری). ازغ. ازگ. ستاک. و رجوع به ازگ شود. || شوخ. چرک : سوی آسمان کردش آن مرد روی بگفت ای خدا این تن من بشوی از این اژغها پاک کن مر مرا همه آفرین زآفرینش ترا.ابوشکور بلخی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28862
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی