[ اَ ژَ ] (اِ) دانه های سخت که از اعضا
برمی آید و درد نمیکند و بعربی ثؤلول گویند.
(برهان). غُدّه ای در زیر پوست که با دست آنرا
توان جنبانید. آژخ. (جهانگیری). آزخ. سِلعة.
ثؤلول. (منتهی الارب). زگیل. سِگل. واژو.
وارو. بالو. کوک. زخ. پالو.
لینک ها و اشتراک گذاری
اژخ
شماره: 28826
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ ژَ ] (اِ) دانه های سخت که از اعضا
برمی آید و درد نمیکند و بعربی ثؤلول گویند.
(برهان). غُدّه ای در زیر پوست که با دست آنرا
توان جنبانید. آژخ. (جهانگیری). آزخ. سِلعة.
ثؤلول. (منتهی الارب). زگیل. سِگل. واژو.
وارو. بالو. کوک. زخ. پالو.