معنی و تعریف
[ ] (اِخ) شهرکیست بخراسان به آخر
عمل گوزگانان و اندر بیابانهای این شهر مقدار
بیست هزار مرد است عرب، مردمانی اند با
گوسپندان و شتران بسیار و امیرشان از
حضرت ملک گوزگانان رود و صدقات بدو
دهند و این عرب توانگرترند از همهٔ عرب که
اندر خراسانند پراکنده بهرجائی. (حدود
العالم).