[ اَ ] (اِ) نفرت و کینه. (غیاث از لطائف
و رشیدی). دل سردی :
از دروغ توست جانم در ازیغ
از جفای توست ریشم
پرستیم.ناصرخسرو.
و صحیح آن اریغ و آریغ است. و رجوع به
آزیغ شود.
لینک ها و اشتراک گذاری
ازیغ
شماره: 28798
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ ] (اِ) نفرت و کینه. (غیاث از لطائف
و رشیدی). دل سردی :
از دروغ توست جانم در ازیغ
از جفای توست ریشم
پرستیم.ناصرخسرو.
و صحیح آن اریغ و آریغ است. و رجوع به
آزیغ شود.