معنی و تعریف
[ اَ یَ ] (ع اِ) نشاط. (مؤید الفضلاء).
شادمانی. (منتهی الارب). خوشوقتی.
|| باد جنوب، یا باد نکبا که میان صبا و
جنوب وزد. (منتهی الارب). باد کژ که آنرا
نکبا گویند. آن باد که میان صبا و جنوب آید.
(مهذب الاسماء). و آن باد مهلک است. (مؤید
الفضلاء). || خارپشت. (منتهی الارب).
|| دشمنی. (منتهی الارب) (مؤید
الفضلاء). || دیو. || بلا.
|| بیم. || مال بسیار.
|| آب بسیار. || (ص) کوتاه بالا
که گام نزدیک نهد در رفتن. || شادمان.
|| ناکس. || امرِ بَد.
|| پسرخوانده. (منتهی الارب) (مؤید
الفضلاء). آنکه پدرش معلوم نباشد.