معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) نیست کردن. (تاج المصادر بیهقی ). هلاک کردن. نیست و ناپیدا گردانیدن: ازهق اللََّه الباطلَ. || پر کردن خنور را. (منتهی الارب). پر کردن اناء. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || درگذرانیدن تیر از نشانه. (منتهی الارب). تیر از نشانه ببردن. (تاج المصادر بیهقی). || بر گردن آوردن ستور زین و رحل را. (منتهی الارب). || شتافتن در رفتار: ازهق فی سیره. || مغزآکنده شدن استخوان: ازهق العظم. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ازهاق
شماره: 28725
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) نیست کردن. (تاج المصادر بیهقی ). هلاک کردن. نیست و ناپیدا گردانیدن: ازهق اللََّه الباطلَ. || پر کردن خنور را. (منتهی الارب). پر کردن اناء. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || درگذرانیدن تیر از نشانه. (منتهی الارب). تیر از نشانه ببردن. (تاج المصادر بیهقی). || بر گردن آوردن ستور زین و رحل را. (منتهی الارب). || شتافتن در رفتار: ازهق فی سیره. || مغزآکنده شدن استخوان: ازهق العظم. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28725
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی