معنی و تعریف
[ اَ وَ ] (ع اِ) لشکر. || (ص) مایل. کج. کژ. || آنکه یک جانب سینهٔ او برآمده و جانب دیگر درآمده باشد. پهن سینه. ج، زور. (منتهی الارب). || کژسینه. (مهذب الاسماء). || سگ باریک سینه و یکرویه و بدنبالهٔ چشم نگرنده. || آنکه گاه شتافتن یک سوی سینهٔ خویش پیش اندازد. آنکه با یک جانب و متمایل بیک نیمهٔ بدن در سیر برآید هرچند که در سینهٔ او میل و کژی نباشد. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ازور
شماره: 28689
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ وَ ] (ع اِ) لشکر. || (ص) مایل. کج. کژ. || آنکه یک جانب سینهٔ او برآمده و جانب دیگر درآمده باشد. پهن سینه. ج، زور. (منتهی الارب). || کژسینه. (مهذب الاسماء). || سگ باریک سینه و یکرویه و بدنبالهٔ چشم نگرنده. || آنکه گاه شتافتن یک سوی سینهٔ خویش پیش اندازد. آنکه با یک جانب و متمایل بیک نیمهٔ بدن در سیر برآید هرچند که در سینهٔ او میل و کژی نباشد. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28689
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی