معنی و تعریف
[ اَ وَ ] (ع اِ) لشکر. || (ص)
مایل. کج. کژ. || آنکه یک جانب سینهٔ
او برآمده و جانب دیگر درآمده باشد.
پهن سینه. ج، زور. (منتهی الارب).
|| کژسینه. (مهذب الاسماء).
|| سگ باریک سینه و یکرویه و بدنبالهٔ
چشم نگرنده. || آنکه گاه شتافتن یک
سوی سینهٔ خویش پیش اندازد. آنکه با یک
جانب و متمایل بیک نیمهٔ بدن در سیر برآید
هرچند که در سینهٔ او میل و کژی نباشد.
(منتهی الارب).