معنی و تعریف
[ اُ ] (ع مص) ترنجیدن. بهم درکشیده
شدن. (منتهی الارب). با هم آمدن. (تاج
المصادر بیهقی). درهم گرفته شدن. فراهم
آمده شدن. || درنگ کردن.
|| پس ماندن. واپس ایستادن.
|| لغزیدن، چنانکه قدم: ازحت القدم.
|| جنبیدن، چنانکه رگ: ازح العرق.
(منتهی الارب).