معنی و تعریف
[ اِ ] (ع اِ) نشگرده. (تفلیسی) (مهذب الاسماء). نشگردهٔ کفشگران که بدان چرم تراشند. (منتهی الارب). و بهندی آنرا «راپنی» گویند. (غیاث اللغات). شفره. شفرةالاسکاف. (قطر المحیط). محذی. ج، ازامیل. (مهذب الاسماء). || آهن پاره ای که در طرف نیزه کنند برای صید گاو کوهی. (منتهی الارب). حدیدة فی طرف رمح لصید بقرالوحش. (قطر المحیط). || خایسک آهنگران. (منتهی الارب). مطرقة. چکش. || (ص) مرد سخت و قوی. (منتهی الارب). مرد استوار. شدید. (قطر المحیط). || مرد سست و ضعیف. (منتهی الارب). (از اضداد است).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ازمیل
شماره: 28620
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع اِ) نشگرده. (تفلیسی) (مهذب الاسماء). نشگردهٔ کفشگران که بدان چرم تراشند. (منتهی الارب). و بهندی آنرا «راپنی» گویند. (غیاث اللغات). شفره. شفرةالاسکاف. (قطر المحیط). محذی. ج، ازامیل. (مهذب الاسماء). || آهن پاره ای که در طرف نیزه کنند برای صید گاو کوهی. (منتهی الارب). حدیدة فی طرف رمح لصید بقرالوحش. (قطر المحیط). || خایسک آهنگران. (منتهی الارب). مطرقة. چکش. || (ص) مرد سخت و قوی. (منتهی الارب). مرد استوار. شدید. (قطر المحیط). || مرد سست و ضعیف. (منتهی الارب). (از اضداد است).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28620
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی