معنی و تعریف
[ اِ ] (ع اِ) نشگرده. (تفلیسی)
(مهذب الاسماء). نشگردهٔ کفشگران که بدان
چرم تراشند. (منتهی الارب). و بهندی آنرا
«راپنی» گویند. (غیاث اللغات). شفره.
شفرةالاسکاف. (قطر المحیط). محذی. ج،
ازامیل. (مهذب الاسماء).
|| آهن پاره ای که در طرف نیزه کنند
برای صید گاو کوهی. (منتهی الارب). حدیدة
فی طرف رمح لصید بقرالوحش. (قطر
المحیط). || خایسک آهنگران. (منتهی
الارب). مطرقة. چکش. || (ص) مرد
سخت و قوی. (منتهی الارب). مرد استوار.
شدید. (قطر المحیط). || مرد سست و
ضعیف. (منتهی الارب). (از اضداد است).