معنی و تعریف
[ اَ مَ لَ ] (اِ) پیچکی است خاردار که در همهٔ جنگلهای شمال ایران و اراضی کم ارتفاع ساحلی و در آستارا تا ۸۰۰ گزی دیده میشود. میوهٔ آن خوراکی و چوب وی برای سوخت بکار میرود. در لاطینی اسمیلاکس اکسلسا نام دارد و در لاهیجان و شهسوار و رودسر ازملک نامیده میشود و تشابه میان این کلمه و اسمیلاکس لاطینی سخت عجیب است. (گااوبا). در نور آنرا سِگلی و در درفک بالکا و در اشرف لم و در ساری مِلاش و در میاندره وِرگلام نامند. و ابن البیطار گوید برخی گمان برده اند که طخش ازملک است. سمیلقس. (ابن البیطار). طقسوس. (ابن البیطار). شِنگیله. کُفُله بور. والی گیلی. تمیس. کامپوره. سکیلم. تَلی. وشات دانه. کلکادانه. ازمکلی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ازملک
شماره: 28593
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ مَ لَ ] (اِ) پیچکی است خاردار که در همهٔ جنگلهای شمال ایران و اراضی کم ارتفاع ساحلی و در آستارا تا ۸۰۰ گزی دیده میشود. میوهٔ آن خوراکی و چوب وی برای سوخت بکار میرود. در لاطینی اسمیلاکس اکسلسا نام دارد و در لاهیجان و شهسوار و رودسر ازملک نامیده میشود و تشابه میان این کلمه و اسمیلاکس لاطینی سخت عجیب است. (گااوبا). در نور آنرا سِگلی و در درفک بالکا و در اشرف لم و در ساری مِلاش و در میاندره وِرگلام نامند. و ابن البیطار گوید برخی گمان برده اند که طخش ازملک است. سمیلقس. (ابن البیطار). طقسوس. (ابن البیطار). شِنگیله. کُفُله بور. والی گیلی. تمیس. کامپوره. سکیلم. تَلی. وشات دانه. کلکادانه. ازمکلی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28593
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی