معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) بلغزانیدن. لغزانیدن. (منتهی الارب). بخیزانیدن. (تاج المصادر بیهقی). لغزان گردانیدن جای. (منتهی الارب). || بچه افکندن ناقه و جز آن. (منتهی الارب). سقط. بچه بیوکندن اشتر. || بستردن. (تاج المصادر بیهقی). بستردن موی. موی ستردن. (منتهی الارب). || بنظر تیز نگریستن کسی را. || تیز داشتن تیغ پیوسته. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ازلاق
شماره: 28547
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) بلغزانیدن. لغزانیدن. (منتهی الارب). بخیزانیدن. (تاج المصادر بیهقی). لغزان گردانیدن جای. (منتهی الارب). || بچه افکندن ناقه و جز آن. (منتهی الارب). سقط. بچه بیوکندن اشتر. || بستردن. (تاج المصادر بیهقی). بستردن موی. موی ستردن. (منتهی الارب). || بنظر تیز نگریستن کسی را. || تیز داشتن تیغ پیوسته. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28547
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی