معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) لغزانیدن. (منتهی الارب). بلغزانیدن. (تاج المصادر بیهقی) (مجمل اللغه). لخشانیدن. (مجمل اللغه). || دادن چیزی از حق کسی را به او. (منتهی الارب). چیزی از حق کسی به وی دادن. (تاج المصادر بیهقی): ازل الیه شیئاً من حقه. (منتهی الارب). || نعمت دادن. (منتهی الارب). بخشیدن. احسان کردن. (تاج المصادر بیهقی) . نیکوئی کردن. || بر گناه برانگیختن کسی را. (از منتهی الارب). بر گناه داشتن. (مجمل اللغة).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ازلال
شماره: 28548
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) لغزانیدن. (منتهی الارب). بلغزانیدن. (تاج المصادر بیهقی) (مجمل اللغه). لخشانیدن. (مجمل اللغه). || دادن چیزی از حق کسی را به او. (منتهی الارب). چیزی از حق کسی به وی دادن. (تاج المصادر بیهقی): ازل الیه شیئاً من حقه. (منتهی الارب). || نعمت دادن. (منتهی الارب). بخشیدن. احسان کردن. (تاج المصادر بیهقی) . نیکوئی کردن. || بر گناه برانگیختن کسی را. (از منتهی الارب). بر گناه داشتن. (مجمل اللغة).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28548
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی