معنی و تعریف
[ اَ ] (ع مص) بازداشتن. (تاج المصادر بیهقی). بازداشتن کسی را. (منتهی الارب). حبس. || کوتاه کردن رسن اسب و گذاشتن آنرا: ازل الفرس. (از منتهی الارب). || بازداشتن چهارپای از چراگاه از بیم. (زوزنی). نگذاشتن شتران خود را بچراگاه از ترس یا از قحط: ازلوا اموالهم. (از منتهی الارب). || در چاه بماندن. (زوزنی). || در تنگ سال درآمدن. (منتهی الارب). در تنگی و سختی افتادن. در تنگی و خشکی سال شدن. (تاج المصادر بیهقی). || (اِ) تنگی و سختی سال. (منتهی الارب). قحطسالی. شدت. (مهذب الاسماء).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ازل
شماره: 28538
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (ع مص) بازداشتن. (تاج المصادر بیهقی). بازداشتن کسی را. (منتهی الارب). حبس. || کوتاه کردن رسن اسب و گذاشتن آنرا: ازل الفرس. (از منتهی الارب). || بازداشتن چهارپای از چراگاه از بیم. (زوزنی). نگذاشتن شتران خود را بچراگاه از ترس یا از قحط: ازلوا اموالهم. (از منتهی الارب). || در چاه بماندن. (زوزنی). || در تنگ سال درآمدن. (منتهی الارب). در تنگی و سختی افتادن. در تنگی و خشکی سال شدن. (تاج المصادر بیهقی). || (اِ) تنگی و سختی سال. (منتهی الارب). قحطسالی. شدت. (مهذب الاسماء).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28538
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی