معنی و تعریف
[ اَ زَ ] (ع مص) نزدیک رسیدن وقت کاری. اُزوف. نزدیک آمدن. (زوزنی). نزدیک شدن کوچ. قوله تعالی:{/Bأَزِفَتِ اَلْآزِفَةُ ۱-۲۵۳:۵۷/}(قرآن ۵۳/۵۷)؛ نزدیک رسید قیامت. || شتافتن. شتاب کردن. ازوف: اَزف الرجل؛ بشتافت مرد. || مندمل شدن جراحت: ازف الجرحُ. || (اِمص) تنگی و ناخوشی عیش. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ازف
شماره: 28491
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ زَ ] (ع مص) نزدیک رسیدن وقت کاری. اُزوف. نزدیک آمدن. (زوزنی). نزدیک شدن کوچ. قوله تعالی:{/Bأَزِفَتِ اَلْآزِفَةُ ۱-۲۵۳:۵۷/}(قرآن ۵۳/۵۷)؛ نزدیک رسید قیامت. || شتافتن. شتاب کردن. ازوف: اَزف الرجل؛ بشتافت مرد. || مندمل شدن جراحت: ازف الجرحُ. || (اِمص) تنگی و ناخوشی عیش. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28491
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی