[ اَ غِ ] (اِ) اَزْغِج. گیاهی است که بر
درخت پیچد و آنرا بعربی عشقه خوانند.
(برهان). پیچک. ازغنج. (رشیدی).
فرغند:
نهال قد من از عشق زرد شد آری
درخت خشک شود چون بر او تند ازغچ.
درویش سقا.
لینک ها و اشتراک گذاری
ازغچ
شماره: 28488
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ غِ ] (اِ) اَزْغِج. گیاهی است که بر
درخت پیچد و آنرا بعربی عشقه خوانند.
(برهان). پیچک. ازغنج. (رشیدی).
فرغند:
نهال قد من از عشق زرد شد آری
درخت خشک شود چون بر او تند ازغچ.
درویش سقا.