[ اَ غَ ] (ع ص) صاحب زَغَب.
پُرزدار. مزغّب. || انجیر بزرگ و خیار
کوچک زغب دار. || اسب ابلق.
|| شتر خاکسترگون. || کوه که
سپیدی او بسیاهی آمیخته بود. (منتهی
الارب). ج، زُغب. || (ن تف) نعت
تفضیلی از مزغب. مزغب تر.
لینک ها و اشتراک گذاری
ازغب
شماره: 28486
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ غَ ] (ع ص) صاحب زَغَب.
پُرزدار. مزغّب. || انجیر بزرگ و خیار
کوچک زغب دار. || اسب ابلق.
|| شتر خاکسترگون. || کوه که
سپیدی او بسیاهی آمیخته بود. (منتهی
الارب). ج، زُغب. || (ن تف) نعت
تفضیلی از مزغب. مزغب تر.