معنی و تعریف
[ شَ ] (اِ) صعتر. سعتر. آویشه. آویش. اوشه. اوشن. یوشن. پودنهٔ برّی. پودینهٔ صحرائی. پودنهٔ کوهی. زلف شاهدان : چه کنی دنیا بی دین و خرد زیراک خوش نباشد بی نان ترّه و آویشن. ناصرخسرو. اکنون نچرد گوزن در صحرا جز سنبل و کرویا و آویشن.ناصرخسرو.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آویشن
شماره: 2853
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ شَ ] (اِ) صعتر. سعتر. آویشه. آویش. اوشه. اوشن. یوشن. پودنهٔ برّی. پودینهٔ صحرائی. پودنهٔ کوهی. زلف شاهدان : چه کنی دنیا بی دین و خرد زیراک خوش نباشد بی نان ترّه و آویشن. ناصرخسرو. اکنون نچرد گوزن در صحرا جز سنبل و کرویا و آویشن.ناصرخسرو.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2853
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی