معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) گمیز راندن شتر دفعةً
دفعةً. بول انداختن شتر دفعه دفعه. (منتهی
الارب). انداختن اشتر بول را. (تاج المصادر
بیهقی). || ریختن آب و مانند آن.
|| دانه دادن مرغ بچه را. (منتهی
الارب). || خون بیرون جهانیدن زخم
و ضرب از جراحت. (از منتهی الارب).
انداختن طعنه خون را. (تاج المصادر بیهقی).
|| شیر دادن. (تاج المصادر بیهقی).