معنی و تعریف
[ اَ زِ ] (حرف اضافه +ضمیر) (از: از + ش، ضمیر مفرد مغایب) از او. منه : آنکه او این سخن شنید ازش باز پیش آر تا کند پژهش. رودکی (از حاشیهٔ لغت نامهٔ اسدی نخجوانی). از کلنجری خوشه پنج من و هردانه ای پنج درمسنگ بیاید، سیاه چون قیر و شیرین چون شکر و ازش بسیار بتوان خورد بسبب مائیتی که در اوست. (چهارمقالهٔ عروضی ص ۳۲).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ازش
شماره: 28465
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ زِ ] (حرف اضافه +ضمیر) (از: از + ش، ضمیر مفرد مغایب) از او. منه : آنکه او این سخن شنید ازش باز پیش آر تا کند پژهش. رودکی (از حاشیهٔ لغت نامهٔ اسدی نخجوانی). از کلنجری خوشه پنج من و هردانه ای پنج درمسنگ بیاید، سیاه چون قیر و شیرین چون شکر و ازش بسیار بتوان خورد بسبب مائیتی که در اوست. (چهارمقالهٔ عروضی ص ۳۲).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28465
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی