معنی و تعریف
[ زَ / زِ ] (اِ) گوشوار. گوشواره. قرطه : ای از تو مرا گوش پر و دیده تهی خوش آنکه ز گوش پای در دیده نهی تو مردم دیده ای نه آویزهٔ گوش از گوش بدیده آ که در دیده بهی. کمال اسماعیل. نخشبیهای وی از گوهر پاک کرد یاقوت تر آویزهٔ تاک.جامی. دُرِ نظم من در سراسرْ جهان شد آویزهٔ گوش شاهنشهان.هاتفی. و بیشتر این کلمه به معنی الماس و دیگر گوهرهای ثمین است که بحلقهٔ گوشواره آویزند یا در نگین دان آن نشانند.
- آویزهٔ گوش کردن گفته ای را؛ آن را فراموش نکردن. از آن پند و عبرت گرفتن. هماره بدان کار کردن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آویزه
شماره: 2846
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ زَ / زِ ] (اِ) گوشوار. گوشواره. قرطه : ای از تو مرا گوش پر و دیده تهی خوش آنکه ز گوش پای در دیده نهی تو مردم دیده ای نه آویزهٔ گوش از گوش بدیده آ که در دیده بهی. کمال اسماعیل. نخشبیهای وی از گوهر پاک کرد یاقوت تر آویزهٔ تاک.جامی. دُرِ نظم من در سراسرْ جهان شد آویزهٔ گوش شاهنشهان.هاتفی. و بیشتر این کلمه به معنی الماس و دیگر گوهرهای ثمین است که بحلقهٔ گوشواره آویزند یا در نگین دان آن نشانند.
- آویزهٔ گوش کردن گفته ای را؛ آن را فراموش نکردن. از آن پند و عبرت گرفتن. هماره بدان کار کردن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2846
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی