معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) افزون کردن. (تاج
المصادر بیهقی). زیاده کردن. فزایش.
افزایش. افزودن. فزودن. || افزون
شدن.
(تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (منتهی
الارب). زیاده شدن. (غیاث اللغات)
(آنندراج).
- ازدیاد ترشح؛ افزونی
ترابیدن.
- ازدیاد ترشح شیر؛ بسیاری ترابیدن
شیر.
- ازدیاد تنمیه؛ فزونی بالش و
گوالش.
- ازدیاد تنمیهٔ بافتهٔ زنبوری؛
بیماری ای است در چشم.
- ازدیاد تنمیهٔ غدهٔ وزی؛ بزرگ شدن
پرستات.
- ازدیاد خون حیض؛ کثرةالطمث.
- ازدیاد قوت؛ فزونی غیرعادی
نیرو.