معنی و تعریف
[ اَ دَ / دِ ] (اِ) رمص. خیم چشم که در گوشهٔ چشم گرد آید: شعری دو است یکی را عبور خوانند برای آنکه مجره را عبره کند، دیگر غمیصا و آن تصغیر غمیص بود، من الغمص و هو الرمص، چنان روشن نیست، پنداری ازده در چشم دارد. (تفسیر ابوالفتوح رازی چ ۱ ج ۵ ص ۱۸۸).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ازده
شماره: 28374
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ دَ / دِ ] (اِ) رمص. خیم چشم که در گوشهٔ چشم گرد آید: شعری دو است یکی را عبور خوانند برای آنکه مجره را عبره کند، دیگر غمیصا و آن تصغیر غمیص بود، من الغمص و هو الرمص، چنان روشن نیست، پنداری ازده در چشم دارد. (تفسیر ابوالفتوح رازی چ ۱ ج ۵ ص ۱۸۸).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28374
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی