معنی و تعریف
[ اَ زْ/ زَ/ زِ دَ ] (مص) رنگ کردن. || خلانیدن سوزن. (برهان). آژدن. آجیدن. || تیغ زدن در حجامت : و سخت نباید ازد که مقصود جذب است [ در رعاف ] . (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). هرگاه که گوشت بن دندانها سست شود بباید ازد تا خون برود و نیک بمزیدن و آنچه همی آید انداختن و صبر کردن تا خون بازایستد پس به آبهاء قابض مضمضه کردن. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و هرگاه که محجمه برنهند زود برباید داشت و نشاید ازد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). در چنین حال خراج بباید شکافت و بباید ازد، پس داروهای تحلیل کننده برنهادن. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ازدن
شماره: 28367
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ زْ/ زَ/ زِ دَ ] (مص) رنگ کردن. || خلانیدن سوزن. (برهان). آژدن. آجیدن. || تیغ زدن در حجامت : و سخت نباید ازد که مقصود جذب است [ در رعاف ] . (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). هرگاه که گوشت بن دندانها سست شود بباید ازد تا خون برود و نیک بمزیدن و آنچه همی آید انداختن و صبر کردن تا خون بازایستد پس به آبهاء قابض مضمضه کردن. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و هرگاه که محجمه برنهند زود برباید داشت و نشاید ازد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). در چنین حال خراج بباید شکافت و بباید ازد، پس داروهای تحلیل کننده برنهادن. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28367
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی