[ اَ دَ ] (ص مرکب) زیردست.
مطیع. محکوم. (برهان) (جهانگیری).
فرودست. (آنندراج):
من که از دست اینم و آنم
من کنون دست راست سلطانم.سنائی. || سِنخ :
با ما رقیب کمتر زانگشت زایدی نیست
همدست ماست اما از دست ما
نباشد.تأثیر.
لینک ها و اشتراک گذاری
ازدست
شماره: 28338
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ دَ ] (ص مرکب) زیردست.
مطیع. محکوم. (برهان) (جهانگیری).
فرودست. (آنندراج):
من که از دست اینم و آنم
من کنون دست راست سلطانم.سنائی. || سِنخ :
با ما رقیب کمتر زانگشت زایدی نیست
همدست ماست اما از دست ما
نباشد.تأثیر.