مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
از خود رفتن
28295
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اَ خوَدْ / خُدْ رَ تَ ] (مص مرکب) از حال رفتن. بیهوش شدن. غشی. اغماء: بوی گل و باد سحری بر سر راهند گر میروی از خود به ازین قافله ای نیست. صائب.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
از خود رفتن
شماره: 28295
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ خوَدْ / خُدْ رَ تَ ] (مص مرکب) از حال رفتن. بیهوش شدن. غشی. اغماء: بوی گل و باد سحری بر سر راهند گر میروی از خود به ازین قافله ای نیست. صائب.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
28295
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری