معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) بنهایت مطلوب خود رسیدن. (منتهی الارب). || مانده شدن چهارپای. ماندن در رفتن. (تاج المصادر بیهقی). ازحاف بعیر؛ مانده شدن شتر. (از منتهی الارب). || صاحب شتر ماندهٔ سَپَل کشان شدن. (منتهی الارب). ازحاک. (تاج المصادر بیهقی). || اَزْحَفَ لنا بنوفلان؛ زَحف [ لشکر رونده بسوی دشمن و جهاد ] گردیدند برای ما. (منتهی الارب). || مانده کردن. (آنندراج).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ازحاف
شماره: 28283
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) بنهایت مطلوب خود رسیدن. (منتهی الارب). || مانده شدن چهارپای. ماندن در رفتن. (تاج المصادر بیهقی). ازحاف بعیر؛ مانده شدن شتر. (از منتهی الارب). || صاحب شتر ماندهٔ سَپَل کشان شدن. (منتهی الارب). ازحاک. (تاج المصادر بیهقی). || اَزْحَفَ لنا بنوفلان؛ زَحف [ لشکر رونده بسوی دشمن و جهاد ] گردیدند برای ما. (منتهی الارب). || مانده کردن. (آنندراج).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28283
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی