معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) راندن. (تاج المصادر
بیهقی) (زوزنی). پیش راندن. نرم راندن
(منتهی الارب)، چنانکه باد ابر را و گاو
گوسالهٔ خود را: الریح تزجی السحاب و البقر
تزجی ولدها؛ ای تسوقه. || بسر بردن:
ازجی به العیش؛ بسر برد با او زندگانی را.
(منتهی الارب).