معنی و تعریف
[ اَ بُ نِ ] (ق مرکب) کنایه از کمال اطاعت و بندگی و خدمتکاری از ته دل و مکنون خاطر. (برهان). و مأخذ این آن است که چون کسی جائی بندگی دارد یا فرمان کسی بپذیرد از غایت تواضع بن گوش میگیرد و سر فرودمیکند، کنایت بدینکه من بندهٔ توام و حلقهٔ عبودیت در گوش دارم. (مؤید الفضلاء). از بن دندان. از نرمهٔ گوش. (آنندراج): از بن گوش ار ندارد آرزوی گردنش بر بنا گوشش چرا گردن نهد گیسوی او. اثیرالدین اخسیکتی. سخن کز خواجگی بر گل زدی دوش غلام آن بناگوش از بن گوش.نظامی. سرکشی نیست چو زلف تو و او نیز چو من از بن گوش بعشق تو درآورده سر است. سلمان. از سر مهر آسمانت آستان بوس آمده وز بن گوش اخترانت تابع فرمان شده. سلمان. کسی که تافت ازو سر چو زلف از بن گوش سیاه روی درآمد فتاد در پایش.سلمان. لآلی سخنش گوهریست کز بن گوش غلام حلقه بگوش است لؤلؤ عدنش.؟
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
از بن گوش
شماره: 28251
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ بُ نِ ] (ق مرکب) کنایه از کمال اطاعت و بندگی و خدمتکاری از ته دل و مکنون خاطر. (برهان). و مأخذ این آن است که چون کسی جائی بندگی دارد یا فرمان کسی بپذیرد از غایت تواضع بن گوش میگیرد و سر فرودمیکند، کنایت بدینکه من بندهٔ توام و حلقهٔ عبودیت در گوش دارم. (مؤید الفضلاء). از بن دندان. از نرمهٔ گوش. (آنندراج): از بن گوش ار ندارد آرزوی گردنش بر بنا گوشش چرا گردن نهد گیسوی او. اثیرالدین اخسیکتی. سخن کز خواجگی بر گل زدی دوش غلام آن بناگوش از بن گوش.نظامی. سرکشی نیست چو زلف تو و او نیز چو من از بن گوش بعشق تو درآورده سر است. سلمان. از سر مهر آسمانت آستان بوس آمده وز بن گوش اخترانت تابع فرمان شده. سلمان. کسی که تافت ازو سر چو زلف از بن گوش سیاه روی درآمد فتاد در پایش.سلمان. لآلی سخنش گوهریست کز بن گوش غلام حلقه بگوش است لؤلؤ عدنش.؟

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28251
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی