معنی و تعریف
[ اُ بَ ] (اِخ) (اتابک...) والی تبریز
بزمان حملهٔ مغول: و چون لشکریان مغول در
زنجان و اردبیل و سراة مراسم قتل و غارت
بجای آوردند و از سراة جلوریز روی بسوی
تبریز آوردند اتابک ازبک که در آن زمان
والی آن خطه بود صلاح در صلح دید و مال
فراوان نزد مغولان فرستاده ایشان را از قتل و
غارت تبریز درگذرانید. (حبیب السیر جزو
اول از ج ۳ ص ۱۳).