معنی و تعریف
[ اَ بَ رِ ] (حرف اضافهٔ مرکب) (پهلوی: اَزْ، اَپَر) بر. از فراز. روی. بالایِ. فوق : یکی آتشی برشده تابناک میان باد و آب از بر تیره خاک.فردوسی. دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون ز دود دهانش جهان تیره گون. فردوسی (در وصف اژدها). جهاندار کیخسرو آمد ز گاه نشست از بر تیره خاک سیاه.فردوسی. بفرمود پس تا منوچهرشاه نشست از بر تخت زر با کلاه.فردوسی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
از بر
شماره: 28237
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ بَ رِ ] (حرف اضافهٔ مرکب) (پهلوی: اَزْ، اَپَر) بر. از فراز. روی. بالایِ. فوق : یکی آتشی برشده تابناک میان باد و آب از بر تیره خاک.فردوسی. دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون ز دود دهانش جهان تیره گون. فردوسی (در وصف اژدها). جهاندار کیخسرو آمد ز گاه نشست از بر تیره خاک سیاه.فردوسی. بفرمود پس تا منوچهرشاه نشست از بر تخت زر با کلاه.فردوسی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28237
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی