معنی و تعریف
[ اِ بِ ءْ ] (ع مص) اِزْبیرار (در همهٔ معانی). خاستن. (زوزنی). برخاستن موی بر اندام. (منتهی الارب). موی بر اندام خاستن. || تخج برآوردن سگ. (منتهی الارب). || رستن پشم. || رستن نبات. (از منتهی الارب). || طلع. (تاج العروس). دمیدن و روئیدن و سر زدن پشم. || آمادهٔ شر و بدی شدن مرد. (منتهی الارب). تهیأ. (تاج العروس).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ازبئرار
شماره: 28234
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ بِ ءْ ] (ع مص) اِزْبیرار (در همهٔ معانی). خاستن. (زوزنی). برخاستن موی بر اندام. (منتهی الارب). موی بر اندام خاستن. || تخج برآوردن سگ. (منتهی الارب). || رستن پشم. || رستن نبات. (از منتهی الارب). || طلع. (تاج العروس). دمیدن و روئیدن و سر زدن پشم. || آمادهٔ شر و بدی شدن مرد. (منتهی الارب). تهیأ. (تاج العروس).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28234
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی