معنی و تعریف
[ اَ کِ ] (حرف ربط مرکب) زیرا که. بجهت آنکه. بعلت آنکه : و این بیابان را بیابان کرکسکوه خوانند از آنکه یکی کوهی است خرد اندر مغرب این بیابان که آنرا کرکسکوه خوانند. و این بیابان را بدان کوه بازخوانند. (حدود العالم). بروز کرد نیارم بخانه هیچ مقام ار آنکه خانه پر از اسپغول جانور است. بهرامی.
|| (حرف اضافهٔ مرکب) تا: پس بندوی خبر مخالفان بهرام [ چوبینه ] بگفت، که اینک آمده اند بیست هزار مرد، بهواداری تو. پرویز گفت بتو شادترم از آنکه بدین سپاه. (ترجمهٔ طبری بلعمی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
از آنکه
شماره: 28154
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ کِ ] (حرف ربط مرکب) زیرا که. بجهت آنکه. بعلت آنکه : و این بیابان را بیابان کرکسکوه خوانند از آنکه یکی کوهی است خرد اندر مغرب این بیابان که آنرا کرکسکوه خوانند. و این بیابان را بدان کوه بازخوانند. (حدود العالم). بروز کرد نیارم بخانه هیچ مقام ار آنکه خانه پر از اسپغول جانور است. بهرامی.
|| (حرف اضافهٔ مرکب) تا: پس بندوی خبر مخالفان بهرام [ چوبینه ] بگفت، که اینک آمده اند بیست هزار مرد، بهواداری تو. پرویز گفت بتو شادترم از آنکه بدین سپاه. (ترجمهٔ طبری بلعمی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
28154
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی