معنی و تعریف
[ اَ کُ ] (حرف ربط مرکب) از
آنکه. بعلت آنکه. بجهت آنکه. از برای
آنکه :
تنم خمیده چو ذالست از آن کجا زلفت
بدال ماند و خالت چو نقطه بر سر ذال.معزی.
در و یاقوت من از همت و جود تو سزد
زان کجا همت و جود تو چو بحر است و چو کان.
؟ (از آنندراج).