معنی و تعریف
[ وَ ] (ص مرکب) در تداول عوام، آونگ. دروا. معلق. آویخته. و فصیح آن آویزان باشد. بیت ذیل را در فرهنگها برای کلمه مثال می آورند: رفته با بازوش از تندیّ مرکب آستین گشته آونگانش از پهلوی استر پوستین. جلال الدین خوافی.
- آونگان شدن؛ آویزان شدن. - آونگان کردن؛ آویختن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آونگان
شماره: 2817
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ وَ ] (ص مرکب) در تداول عوام، آونگ. دروا. معلق. آویخته. و فصیح آن آویزان باشد. بیت ذیل را در فرهنگها برای کلمه مثال می آورند: رفته با بازوش از تندیّ مرکب آستین گشته آونگانش از پهلوی استر پوستین. جلال الدین خوافی.
- آونگان شدن؛ آویزان شدن. - آونگان کردن؛ آویختن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2817
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی