[ اِزْ ] (ع مص) بکراهت بر کاری
داشتن. بناخوش بر کاری داشتن کسی را:
اَزْأَمَهُ علی الامر. (منتهی الارب).
|| فشردن آنچه در جراحت بود تا آنکه
بچسبد پوست آن و خشک گردد خون بر آن.
|| دارو کردن تا به شود. (منتهی
الارب).
لینک ها و اشتراک گذاری
ازآم
شماره: 28142
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِزْ ] (ع مص) بکراهت بر کاری
داشتن. بناخوش بر کاری داشتن کسی را:
اَزْأَمَهُ علی الامر. (منتهی الارب).
|| فشردن آنچه در جراحت بود تا آنکه
بچسبد پوست آن و خشک گردد خون بر آن.
|| دارو کردن تا به شود. (منتهی
الارب).