مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
ازآف
28141
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِزْ ]
(ع مص)
خسته را کشتن: اَزْأَفَ علیه. (منتهی الارب). اِجهاز.
||
گران و بیحرکت کردن انباشتگی شکم کسی را: اَزْأَفَ فلاناً بطنه. (منتهی الارب).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
ازآف
شماره: 28141
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِزْ ]
(ع مص)
خسته را کشتن: اَزْأَفَ علیه. (منتهی الارب). اِجهاز.
||
گران و بیحرکت کردن انباشتگی شکم کسی را: اَزْأَفَ فلاناً بطنه. (منتهی الارب).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
28141
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری